👈فول فایل فور یو ff4u.ir 👉

مقاله زيبايي شناسي در آثار سلطان محمد هنرمند نقاش مكتب تبريز

ارتباط با ما

دانلود


مقاله زيبايي شناسي در آثار سلطان محمد هنرمند نقاش مكتب تبريز
صفحات مقاله 22 صفحه
چكيده :
سلطان محمد ، هنرمند نقاش مكتب تبريز 2 ، يكي از برجسته ترين نگارگران ايراني ست كه مي تواند ، از ديدگاه هاي مختلف ، با كمال الدين بهزاد ، هنرمند شاخص مكتب هرات ، برابري و همسنگي نمايد . اگر بهزاد در مسير تحول هنر خود ، مانند جنيد سلطاني تبريزي ، خود را با رنگ هاي هماهنگ و گرم ، با تركيب بندي هاي استوارو قطريِ نامتعادل ، با فشرده كردن فضا در محدوده ي نگاره هاي خود، خويشتن را بر جهان هنر تحميل مي كند ؛ سلطان محمد نيز ، به نوبه ي خود، با بهره گيري از رنگ هاي متضاد و مكمل ، با تركيب بندي هاي محوري قطري و عمودي و نيز با محور قرار دادن نقطه ي ديد بيننده در اثر ، و با پيوند دادن فضاي بي مرز بيروني به فضاي نگاره هاي درونی ، خويشتن را بر تارك هنر نگارگري ايراني مستقر مي سازد . همان اندازه كه بهزاد در بستن فضاي نگاره و پوند دادن آن با فضاي بيننده ، بيننده را در اثر خويش محبوس مي سازد ، سلطان محمد بر خلاف ، به باز نگاه داشتن فضاي بيروني و حذف مرزها و ارتباط دادن آن بوسيله ي منظره ها و عناصر تركيبگر نگاره ها ، بيننده را در يك فضاي روحاني و عرفاني بدون مرز غوطه ور مي سازد. او فضا، حركت ، زمان و شكل را با ذوب كردن رنگها در يكديگر به هم پيوند مي دهد . او بي شك هنرمند بزرگ و عارفي ست كه آن اندازه كه شايستگي مقام و مرتبت اوست ، به جهانيان شناسانده نشده است .
واژه هاي كليدي : كمال الدين بهزاد ، سلطان محمد ، ذره گرايي ، تركيب بندي استوار و نا متعادل ، نقطه ـ محور
مقدمه :
سلطان محمد ، هنرمند نقاشٍ مكتب تبريز 2 ، از هنرمندان ايراني ست كه شاخص ترين نقاش مكتب تبريز 2 مي باشد . و علاوه بر ابداع هاي متعددي كه در نقاشي ايرانٍ عهد صفويان ايجاد كرده است تأثير بسيار زيادي را هم بر هنرمندان همعصر خود در مكتب تبريز و حتي در مكتب اصفهان و مكتب شيراز 2 نيز آزموده است . در تاريخ تولد او اختلاف ست . برخي او را متولد سال 870 و برخي 880 هجري قمري نوشته اند ، بنابرين در ربع چهارم سده ي نهم هجري متولد شده و در نيمه ي اول سده ي دهم ( نيمه ي نخست سده ي پانزدهم مسيحي) به اوج شهرت و اقتدار هنري رسيده است .
از همكاران و معاصران او در تبريز ، مي توان آقاميرك ، مير خليل منصور ، سيد ميرزا علي (پسر سلطان محمد ) ، محمدي ، (كه برخي او را نيز فرزند سلطان محمد دانسته اند) ، مير سيد علي ، و مظفر علي از شاگردانش را مي توان نام برد. ازين ميان ، محمدي بيشتر به طراحي علاقه مند ست و صحنه هاي زندگي روستائي را طراحي مي نمايد. طراحي هاي او از يك واقعي گرايي ويژه برخوردارست . آقا ميرك و مير خليل مصور تأثيرات زيادي از سلطان محمد برگرفته اند . بعضي از تاريخ هنر نويسان سلطان محمد و آقاميرك را در يك رديف دانسته اند (1) ؛ شايد اين اشتباه از آنجا ناشي شده باشد كه اين دو هنرمند ارتباط هاي هنري و دوستانه ي بسيار زيادي با هم داشته اند.
درك آثار سلطان محمد ، شايد به آسانيِ درك آثار كمال الدين بهزاد نباشد ، هر چند كه سلطان محمد در مواردي از بهزاد نيز متأثر شده است ( بنابر نوشته ي برخي از نويسندگان و تاريخ هنر نويسان چون شيلا كنباي) ؛ بايد توجه داشت كه سلطان محمد در زمان خود و در محيط هنري خود به اندازه كافي از شهرت و از اقتدار هنري برخوردار بوده است كه بتواند تأثير گذار باشد تا ثير پذير ؛ ولي در حقيقت او، اگر او از كسي متأثر شده باشد ، از جنيد سلطاني تبريزي (مشهور به جنيد بغدادي ، شايد به اين دليل كه او بنيان گذار مكتب بغداد می باشد ) ست . جنيد ، نه تنها بر سلطان محمد تأثير گذاشته است بلكه بهزاد نيز از او متأثر شده است . در برخي از آثار دوره اول شكوفايي بهزاد ، ما تأثير هاي جنيد سلطاني را بخوبي مشاهده مي كنيم ( صحنه ی آمدن همايون به درِ کاخ همای با صحنه ی فرار يوسف از زليخا از ديدگاه رنگ وعناصر تزيينی مقايسه گردد). در نگاره ي » رفتن همايون به دركاخ هماي » ، تزيينات هندسي ديوار دروني كاخ به رنگ لاجورد و با طرحي مشبك و در هم تنيده مي باشد . ما اين گونه آذينگري را در آثار بهزاد هم مي بينيم. از سوي ديگر ، تركيب بندي اين كار همانند » فرار يوسف از زليخا » (اثر جاودانه ي بهزاد) ، از يك تركيب بندي بر اساس اصل » عدم تعادل پايدار » ، كه در سده هاي هفدهم و هيجدهم ، در ايتاليا و سپس در ساير كشورهاي اروپا بوسيله ي جريان كاتولك-درباري » باروك » مطرح گرديد، مشاهده مي شود . چون اين آثار اغلب بدون امضاء هستند ، بعضي از كارشناسان آنها را به جنيد و بعض ديگر به بهزاد نسبت داده اند ازين بررسي يك پرسش و يك » ادعا » مطرح مي گردد ؛ پرسش اين ست كه آيا اين نگاره از جنيد سلطاني ست و بهزاد در ديگر كارهايش از اوتقليد كرده است و يا اصولاً اين اثر از بهزاد ست؟ و آن ادعا چنين ست : تا پيش از سده ي شانزدهم مسيحي در هنرهاي خاور و باختر چنين اصلي در هنر بيان نشده بود . و جريان باروك آنرا در سده ي هفدهم مطرح مي سازد، در حاليكه بهزاد ، يك سده پيش از آن به شايستگي ازين اصل در آثار خود استفاده مي كند .
در مورد تأثير پذيري سلطان محمد از جنيد نمونه هاي چندان در خور توجهي در دست نداريم و اين تنها نظريه يي بيش نيست. از سوي ديگز، نگاره هاي سلطان محمد ، اغلب پر از تصويرهاي انساني ست و تركيب بندي هايش بسيار فشرده است و عناصر تركيب آنچنان به هم پيوسته اند كه گويي در چينش آنها در صفحه ي تركيب، سلطان محمد از آنها به مثابه ي » ذرات » در زيبايي شناسي » ذره گرايي » استفاده كرده است .
گروهي ديگر را نيز عقيده بر اين ست كه با آمدن كمال الدين بهزاد در تبريز ، سلطان محمد براي چند زماني شاگردي او كرده است . اين عقيده نيز چندان پايه هاي استواري ندارد زيرا درين هنگام سلطان محمد استادي شناخته شده بوده و خود شاگرداني تربيت مي كرده است .در باره ي تأثير پذيري سلطان محمد از بهزاد ، شايد بتوان نمونه هايي چند ارائه كرد که می توان چنين توجيه کرد که سلطان محمد آنها را به منظور شناخت بيشتر و بهتر بهزاد ساخته است، ولي در هر حال، بازهم شاكله ها و ويژگي هاي سلطان محمد درين گونه آثار برتري دارند.
*****
آنچه كه در نگارگري ايراني سده هاي هشتم تا دهم در خور توجه و اهميت ست ويژگي هاي نگره يي مكاتب مختلف ست ؛ براي مثال : در مكتب شيراز 1 اغلب تركيب بندي ها يا به صورت افقي و در ميان صفحه قرار گرفته اند و نوشته ها در بالا و پايين صفحه اند و تقريباٌ به هيچ وجه وارد تركيب بندي اثر نمی شوند (بر خلاف آثار مکتب هرات) . درين گونه آثار ، نگاره حدود يك سوم صفحه را در بر مي گيرد ؛ يا ، تركيب بندي در مربع ضلع كوچكتر صفحه ي تركيب انجام مي گيرد و اغلب در پايين صفحه و به ندرت در وسط صفحه است ؛ در همه ي اين آثار هماهنگي رنگي بر تضاد رنگي رجحان مي يابد و توجه به طراحي بيشتر از توجه به رنگاميزي ست ؛ به تناسبات كمتر از طراحي اهميت داده مي شود و تعادل در همه ي نگارها به گونه يي ست كه اثر را هر گونه كه بررسي كرده و با آن بنگريم ، در آن تعادل همه سويه خواهيم يافت ؛ در مكتب شيراز 1 تزيينات ، به ويژه تزيينات معماري كمتر به كار رفته است و اگر هنرمندي از آنها استفاده كند، در تركيب بندي هاي او در درجه ي نخست اهميت نيستند (برخلاف قاسم علي ، در مكتب هرات ، كه براي آذينگري و تزيينات هندسي اهميت فراواني قايل ست) .
در آثار سلطان محمد ، آذينگري و تزيينات به همان اندازه داراي اهميتند كه انسانها و طبيعت و رنگاميزي . در مكتب تبريز 2 و بهتر بگوييم نزد سلطان محمد ، زيبايي شناسي ذره گرايي با چنان اهميت و دقتی مورد استفاده قرار گرفته است كه كمترين فضاي خالي و يا كمترين سطح عاري از » ذرات » وجود ندارد ؛ و اگر باشد با فشردگي عناصر در تركيب بندي جبران شده است. به عبارت ديگر مي توان گفت كه در آثار سلطان محمد ، اصل » ذره گرايي » بدون اصل » پرهيز از تهي » و « مطق فشردگی » ، كه خود از زيبايي شناسي هاي گوناگون ( بيش از بيست گونه زيباِِ شناسی) هنرهاي ايرانی (و به ويژه ايراني ـ اسلامي) ست، مفهومي پيدا نمي كند. در حاليكه در مكتب هرات نيز اصل ذره گرايي بر همه ي آثار مسلط ست وليكن هنرمندان اين مكتب هركدام اصولي ديگر از زيبايي شناسي هنر ايراني را با » ذره گرايي » همراه و همساز كرده اند. بهزاذ ، ذرات تركيبي شكلهاي تشكيل دهنده ي تركيب بندي هايش را معمولاٌ با سطوح كوچك و بزرگ و ساختارهاي معماريانه در هم مي آميزد ( نگاره ي مأمون در حمام) (2) ؛ سلطان محمد از بكاربردن سطوح در ارتباط باذرات پرهيز مي كند و فضاي تهي نيز در آثار او به ندرت ديده مي شود.
براي درك بيشتر آثار سلطان محمد ، بهترين راه تحليل و مقايسه ي آثار او با آثار بهزاد ست. زيرا در مورد بهزاد سخن به فراواني گفته اند و موقعيت اجتماعي ـ سياسي او نيز به شهرت او (كه به حق ست) كمك زيادي كرده است . روش » درويش منشي » و عارفانه ي سلطان محمد چنين شهرتي را در زمان حياتش از او دريغ كرده است . بنابرين ، لازم ست يك بررسي تطبيقي ميان اين دو بزرگمرد همه ِ دوران ها انجام گيرد كه هم بهزاد و هم سلطان محمد را بهتر بشناساند و هم اصول زيبايي شناسي استاد مكتب تبريز 2 را مورد تحليل قرار دهد. براي رسيدن به اين هدف ، مقدمه ي كوتاهي در مورد ادراك هنرمندانه و عناصر آغازين اين ادراك شايد سودمند باشد .
اغلب متفكران جهان ، در دورانهاي مختلف ، از ارسطو گرفته تا پيكاسو و آية الله سيد علي خامنه يي ، معتقدند كه هنرمندان از آحادِ جامعه ي خود ، در فهم و ادراك فراترند ( ارسطو این فراگذریِ هنرمندان را صد سال ، پيكاسو دويست سال و آية الله خامنه يي ، پنجاه سال، بيان داشته اند.(3))) بنابرين ادراك هنرمند در هر مورد و در باره ي هر چيز بر حسب قاعده بايد متفاوت باشد به ويژه در باره ي عناصر ادراك هنر به هنگام آفرينش اثر.

👇 تصادفی👇

آموزش تصویری زبان انگلیسیداده کاوی و کشف قوانین وابستگی بر آن (فرمت پروژه Word ورد و با قابل ویرایش) تعداد صفحات 22آموزش کامل و تصویریexcel و wordتعیین میزان سلامت روان در بین پرستاران شاغل در بیمارستانهای تهرانگزارش کارورزی دفتر شركت ساختماني ابهردانلود پکیج گنج وباستانشناسی(نسخه کامل)مجموعه نرم افزارهای برنامه ساز اندروید برای کسب درآمد میلیونیتحقیق جذابيت هاي توريسم،جهانگردی ✅فایل های دیگر✅

#️⃣ برچسب های فایل مقاله زيبايي شناسي در آثار سلطان محمد هنرمند نقاش مكتب تبريز

مقاله زيبايي شناسي در آثار سلطان محمد هنرمند نقاش مكتب تبريز

دانلود مقاله زيبايي شناسي در آثار سلطان محمد هنرمند نقاش مكتب تبريز

خرید اینترنتی مقاله زيبايي شناسي در آثار سلطان محمد هنرمند نقاش مكتب تبريز

👇🏞 تصاویر 🏞