👈فول فایل فور یو ff4u.ir 👉

ارتباط با ما

دانلود



کـــارل پــوپـــر و راسیونــالیسم انتقـــادی درس : فلسفه غرب
مقدمه : کارل پوپر، در میان صاحبنظران و مکتب پردازان فلسفی یا شبه فلسفی غرب معاصر، نام آشنائی است. به خصوص در دو دهۀ اخیر، که کسانی در جامعه فرهنگی ما، به دفاع از دیدگاه های اجتماعی و سیاسی وی و یا به ترجمه و اقتباس از نظرات او پرداخته و به نام یا بدون نام برخی رویکردهای نقادانۀ او را نه فقط نقل و شرح، که تبلیغ و ترویج کرده، و حتی گاهی درصدد تبرئه او از برخی اتهامات برآمده اند، نگاه به پوپر از زوایای مختلف، کاری است لازم و مفید. از این جهت لازم است که دیدگاههای یکسویه را تعدیل و اصلاح کرد و ابعاد دیگر اندیشه فلسفی و اجتماعی وی را تببین نمود. به راستی پوپر کیست و چرا در ایران این همه شهرست پیدا کرده است. «فهرست احمالی مباحث» عنوان : صفحه مقدمه 1 درآمد 2 کارل رایوند پوپر 47 راسیونالیسم انتقادی 50 نظریه شناخت 51 نظریات اجتماعی 85 پی نوشت 101 پوپر کیست و چرا در ایران این همه شهرت پیدا کرده است؟(1) قبل از اینکه به این پرسش پاسخ بدهم و به شرح فلسفۀ پوپر بپردازیم باید بگویم که چرا بجای نوشتن رساله ای درباب یکی از فلاسفۀ بزرگ که به آنان تعلق خاطر بیشتر دارم به پوپر پرداخته ام. من بی آنکه قصد تحقیر اهل نظر را داشته باشم نمی توانم و نباید به خواننده نگویم که به نظر من پوپر در فلسفۀ مقام چندان بزرگی ندارد. اینکه او در زمره بزرگان فلسفه قرار داده اند یک حکم احساساتی و احیاناً سیاسی و شاید حتّی تبلیغاتی است و هیچ مبنای استوار ندارد. شاید بگویند که چون من با آراء و اقوال پوپر موافق نیستم بزرگی او را درنمی یابم و انکار می کنم و حتّی ممکن است قول مرا به جهات سیاسی برگردانند. در مورد این قسمت اخیر من هیچ نمی گویم و از قبل و قالها درمی گذرم و بذکر این جمله اکتفا می کنم که این رسم خوبی نیست که کسانی با زبان ناسزاگو و تهمت زن و محرّف از ناسزاگوئی دیگران شکوه کنند و با اینکه پرهیز از «تئوری توطئه» را سفارش می کنند تمام نارسائیها و درماندگیهای نوع بشر را نتیجه و حاصل توطئه گروهها و اشخاص عقل ستیز و فیلسوفان بزرگی مثل افلاطون و ارسطو و هگل بینگارند. البته من آراء پوپر موافق نیستم. امّا پوپر تنها کسی نیست که تمام آراء او مورد تصدیق و قبول من نیست بلکه با بسیاری از فلسفه های دیگر هم سر موافقن ندارم. ولی آن فلسفه ها را اگر بزرگ باشد حقیر نمی شمارم. من با اینکه ارسطوئی نیستم ارسطو را استاد فیلسوفان و مثال دقّت در تفکّر می دانم. اگر بگوئید بزرگی فیلسوفانی مثل افلاطون و ارسطو و دکارت و کانت محرز است و کسی نمی تواند بزرگی آنان را منکر شود. می گویم من بزرگی نسبی برگسن و راسل و سارتر را هم می پذیرم و حال آنکه نه با راسل میانه ای دارم و نه سارتر را می پسندم. پوپر در حدّ راسل و برگسن و ساتر نیست. آشکارترین ملاک عظمت یک فیلسوف نفوذ و ماندگاری اوست، البته هنوز زود است که ما در مورد نفوذ پوپر حکم کنیم، ولی می توانیم با نظر به آراء فیلسوفان حدس بزنم که چه چیز از اندیشۀ آنان قابلیت ماندگاری دارد و دیر می پاید و من در مجموعۀ مطّول و دراز آهنگ آثار پوپر چیزی که چندان اصالت داشته باشد بتوان آن را بعنوان گفت زمان، پایدار دانست، نمی بینم. امّا اگر بگویند پوپر لااقل در ایران نفوذ بسیار داشته است و این نفود را دلیل بر عظمت آراء و اقوال او بدانند، عرض می کنیم که مراد از نفوذ یک فیلسوف نفوذ در میان اهل فلسفه است. امّا وقتی سخنان فیلسوفی به صورت شعار مورد قبول قرار می گیرد، نفوذ او دلیل بر عمق و استواری کلماتش نیست و شاید احساسات و علائق سیاسی موجب توجّه به صاحب آن کلمات شده باشد. به هر حال نفوذ پوپر در ایران نفوذ یک فیلسوف نیست زیرا او در میان اهل فلسفه تقریباً هیچ نفوذی ندارد. پس من که علاقۀ خاصّی به پوپر ندارم چرا راجع به او رساله می نویسم. من می توانستم مقاله یا رساله ای در باب هوسرل و شئلر و یاسپرس و سهروردی و گابریل مارسل (که او را دوست می دارم و در زبان فارسی کمتر چیزی راجع به او نوشته شده است) بنویسم یا در برابر رویّه غیرفیلسوفانه ای که بعضی مدّعیان فلسفه، در مورد هیدگر و فلسفه های پست مدرن پیش گرفته اند و توضیح و تصحیح مطالب بی اساسی که از مواضع سیاسی ایراد شده است و می شود بپردازم. امّا اکنون چنین پیش آمدع است که اولین رسالۀ مفرده ا که در باب یکی از معاصران می نویسم به پوپر اختصاص می یابد، چرا؟ وقتی در کشوی به یک نویسندۀ فلسفی یا فیلسوف به چشم مرجع و اسوۀ فکر و نظر نگاه می کنند چنین نیست که فقط یک اشتباه کوچک روی داده باشد بخصوص اگر آن فیلسوف یا نویسندۀ فلسفی در حدّ و مرتبه ای نباشد که به آینده تفکّر مددی برساند. در چنین وضعی ممکن است فکر و عقل در معرض خطر قرار گرفته باشد. چنانکه اشاره کردم بحث در آراء و اقوال پوپر را از بحث در باب دیگر فلسفه های معاصر اولی نمی دانم، امّا اقبال به او نباید بی وجه و بی معنی دانست. از آغاز این قرن هجری ما هرگز نسبت درستی با فلسفه غربی نداشته ایم بزرگان فلسفۀ اسلامی متأسّفانه به فلسفه غرب کمتر اعتنا کردند یا اصلاً اعتنا نکردند و نمی دانیم چرا یکبار بعضی نویسندگان فلسفی که در تاریخ تفکّر غربی مقامی ندارند یا نمی توانند مقام مهّمی داشته باشند از چنان شهرتی در ایران برخوردار شده اند که کتابخوانای ما خیال می کرده اند اینها در اوج و قلّۀ تفکّر غربی ایستاده اند. در دو دهۀ اوّل این قرن (قرن چهاردهم هجری شمسی) آثار گوستاولوبون و همفکران او ترجمه شد و خوانندگان نسبتاً زیادی پیدا کرد. شاید این خوانندگان حتّی مبانی و لوازم فکر گوستاولوبون را درنمی یافتند و نمی داستند که او مسائل سیاسی و اجتماعی را برمبنای راسیسم (نژادپرستی یا برتری نژاد اروپائی) به زبانی که گروههای وسیع مردن بتوانند بخوانند شرح داده است، مترجمان این آثار هم اگر دانسته به این کار پرداخته بودند تشخیصان بد نبوده است زیرا در این کتابها استبداد رضاشاهی توجه می شد. گوستاولوبون می گفت دمکراسی روش حکومت مناسب کشورهای غربی است و مردم آسیا و آمریکای لاتین ماهیت و استعداد دمکراسی ندارند و لایق و مستحق استبدادند، پس از شهریور 20 و حتّی در زمانی که حزب توده میدان بحثهای فلسفی را تصرّف کرد هنوز کتابهای گوستاولوبون کم و بیش خوانده می شد. از سال 1332 فلسفه که بسیار نحیف و ناتوان بود به گوشۀ انزوای دانشگاه پناه برد و پیداست که در اینجا بیتر به تهیّه و تدوین و ترجمه و تألیف کتابهائی که مناسب تدریس باشد اهتمام می شد. اما در خارج از دانشگاه کسانی پنداشتند که این کتابهای درسی آثار مهّم فلسفی غرب است و نویسندگان این کتابها فیلسوفان غربند. در مقابل کسانی که کم و بیش غرب را می شناسند و با انگیزه تألیف و ترجمه کتابهای درسی بیگانه نیستند به تحقیر آن کارهای متواضعانه می پردازند. مگر کدامیک از کسانی که کتاب درسی ترجمه کردند. داعیّه معرّفی عمق فلسفه غرب داشتند و در شرایطی که ما فقط یک کتاب سیرحکمت در اروپا داشتیم چه آثاری می توانستند و می بایست در فلسفه بنویسند. البته اگر کس یا کسانی کتابهای امثال راسل و پوپر را ترجمه می کردند بعضی خوانندگان می توانستند مطالب آنان را کم و بیش دریابند و چنانچه می دانیم در این دوران بعضی نوشته های راسل ترجمه شد، امّا پوپ را کسی نمی شناخت حتّی وقتی که آقای احمد آرام کتاب فقر تاریخ انگاری (به تعبیر مرجوم آرام فقر تاریخی گری) را ترجمه کرد کمتر کسی در ایران نام پوپر را شنیده بود. در اروپا و امریکا هم اگر کسانی پوپر را می شناختند شناختشان از طریف کتاب جامعۀ باز و دشمنان آن بود. این کتاب چون بیشتر در ردّ و سبّ (و کمتر در نقد و نقّادی) افلاطون و ارسطو و هگل و مارکس بود حتّی در ضمیر کسانی که آن را پسندیدند و تأیید و ترویج کردند یک کتاب سیاسی تلقی می شد و اگر نشر کتابهای فلسفی تابع بعضی ملاحظات سیاسی نبود شاید ترجمۀ کتاب جامعۀ باز به تعویق می افتاد یا به این خوبی صورت نمی گرفت بسیار خوب کردند که کتاب جامعه باز و بعضی کتب دیگر پوپر را مترجمان شایسته به فارسی برگرداندند، امّا ترجمۀ روش شناسی فیلیسین شاله و فلسفۀ عمومی پل فولکیه هم گناه نبود. بلکه هر معلّم و استادی که می خواست به وظیفۀ خود عمل کند می بایست کتاب درسی بنویسد یا ترجمه کند.

👇 تصادفی👇

بررسی پست های فشار قوینرم افزار و آموزش نصب ویندوز روی گوشی موبایلدستورالعمل رفع گره معاملاتیبررسی نقش پیش بینی کنندگی سبک های تفکر و نگرش های ناکارآمد فرزند پروری والدین بر اضطراب کودکانچگونه لامپ کم مصرف را تعمیر کنیمنيچه،فرويد،ماركسفیلم آموزشی محاسبات و رسم خار و جای خار در نرم افزار اینونتور ✅فایل های دیگر✅

#️⃣ برچسب های فایل

دانلود

خرید اینترنتی

👇🏞 تصاویر 🏞