👈فول فایل فور یو ff4u.ir 👉

مقاله29-بررسی تاریخچه قالي و قاليبافي 114 ص

ارتباط با ما

دانلود


مقاله29-بررسی تاریخچه قالي و قاليبافي 114 ص
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه.............................................3
 
فصل اول
(قالي و قالي بافي در قرآن كريم)
 
واژه هاي هم معني قالي به كار رفته در قرآن.......7
پشم و ريسندگي در قرآن.........................8
ابريشم در قرآن................................9
 
فصل دوم
(اصطلاح قالي در فرهنگ هاي مختلف)
 
2-1 فرش در لغت نامه دهخدا........................12
2-2 تعريف فرش در لغت نامه معين....................13
2-3 تفاوت فرش و قالي..............................14
2-4 رواي قالي قلعه................................14
2-5 واژه قالي نظريه حصوري.........................16
 
فصل سوم
(تاريخچه قالي و قالي بافي )
 
3-1 منشا قالي و قاليبافي...........................18
3-2 استمرار قالي بافي در طول تاريخ.................18
3-3 اولين تاريخ نگاري هاي فرش دستباف..............19
3-4 واژه فرش و فرضيات منشا فرشبافي...............20
3-5تاريخچه تكامل هنر بافت قالي....................21
 
 
فصل چهارم
(فرش ايران در اسطوره ها)
 
4-1 اسطوره در نقش فرش...........................70
4-2 نقش و اسطوره در فرش دستباف ايران............75
4-3 طبقه بندي فرش ايران.........................77
4-4 نقوش مختلف در اسطوره ها......................98
4-5 ريز نقش هاي گياهي...........................104
4-6 ماهي در هم..................................105
 
فصل پنجم
(نتيجه گيري).....................................110
منابع...........................................112
عكس.............................................115
 
 

مقدمه
نزد ایرانیان فرش یکی از جلوه‌های منحصر به فرد به شمار می‌رود. شماری از فرش‌های دست بافت ایرانی، درزمره‌ی برجسته ترین آثار هنری آفریده شده به دست بشر هستند. امروزه علیرغم بازار رقابت شدید، مشغله‌های دنیای جدید و دغدغه‌های جهان صنعتی، چه در ایران و چه در خارج از ایران، نام ایران با نام فرش گره خورده است. خانه‌ یک ایرانی بدون فرش، خانه‌ای بی روح و خالی جلوه می‌کند و این نمونهای کم نظیر و پیوند یک قوم با هنر ملی خود است. این نوشته بر آن است تا مختصری از تاریخچه فرش در ایران را مرور کند و شماری از آثار برجسته و ماندگار فرش ایران را معرفی کند. تاریخ شروع بافت فرش، به درستی معلوم نیست و ضمناً مشخص نیست که بافت فرش از کدام منطقه شروع شد. قدرمسلم این است که ایرانیان از جمله اولین اقوامی هستند که بافت فرش را شروع کرده اند. در واقع تبحر منحصر به فرد ایرانیان امروز، در امر فرش بافی دستاورد بیش از 2500 سال تلاش و تجربه در این زمبنه است. ردیابی تاریخ فرش در ایران، به مثابه مطالعه ی مسیر رشد و بالندگی فنی یکی از بزرگترین تمدنهای جهان است. شواهد حاکی از آن است که فرش برای مقاصد صرفا کاربردی نظیر حفاظت خانه ی روستاییان از سرما و نم به وجود آمد و کم کم راه خود را به عنوان یک اثر زینتی و نشانه ای از تحول در خانه های اشراف و اعیان باز کرد. اولین نشانه های کاربرد فرش به عنوان یک اثر زیستی مربوط به حدود 800 سال قبل از میلاد مسیح می باشد. دوره ی شکوفایی هنر فرشبافی در ایران، مقارن حکومت صفویان (حدود قرن 15 و 16 میلادی ) و به خصوص دوران شاه طهماسب و شاه عباس می باشد. فرشهای بسیار نفیس و ارزشمندی از این دوران در موزه های سراسر جهان بیادگار مانده است. تحول عمده ی صنعت فرشبافی در قرون چهاردهم و پانزدهم میلادی در ایران و ترکیه آغاز شد و سپس دامنه ی آن در قرن شانزدهم به هند و در قرن هفدهم میلادی به چین رسید. در آمریکای شمالی برای اولین بار فرش دست بافت در سال 1861 در نمایشگاهی در فیلادلفیا در معرض دید عموم قرار گرفت. تأثیر این نمایشگاه درمردم به اندازه ای بود که یک تاجر آمریکایی تمام فرش های نمایشگاه را خرید و اوّلین خرده فروشی فرش را در آمریکای شمالی راه اندازی کرد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
1-1 واژه های هم معنی قالی به کار رفته در قرآن
در قرآن یک سری واژه های هم معنی برای قالی به کار رفته است ، از جمله :
1- فرش : آنچه گسترده می شود و بر روی آن می خوابند. (جمع فراش)
فرش دو بار در قران به کار رفته : سوره واقعه آیه سی و چهار و سوره الرحمن آیه پنجاه و چهار(بر روی فرشهایی از استبرق جای می گیرند.استبرق به معنی بافته ای با ابریشم درشتباف است. و متضاد کلمه سندوس است.
2- فراش: سوره بقره آیه بیست و دو.(خداوند زمین را به یک گستردنی و فراش تشبیه می کند.)
3- خود واژه فرش یک بار نیز در سوره انعام آیه صدوچهل و دو آمده و در آن فرش به دشت وسیعی تشبیه شده که از گوسفندان پر شده و وقتی از بالا نگاه می کنی مثل این است که گو سفندان دشت را فرش کرده اند.
4- اسم فاعل کلمه فرش (فرش):در آیه 48 سوره ذاریات
به معنای گستراننده فرش یک بار به کار رفته است. خداوند در این آیه خویشتن را گستراننده زمین برای بندگانش می شمارد.
5- بساط : سوره نوح آیه نوزده- یکبار در قرآن به کار رفته است.
...وخداوند زمین را چون فرشی برای شما گسترانید.
 
1-2 پشم و ریسندگی در قرآن
"صوف" (در عربی)به معنای پشم
"وبر" جمع آن اوباربه معنای پشم ضخیم یا مو
"شعر" جمع آن اشعار به معنای پشم ظریف یا کرک می باشد.
در سوره نحل آیه هشتاد خداوند برخی از نعمتهایش را برای بندگان بر می شمارد.
از پشم و کرک و موی چهار پایان استفاده کنید برای اساس و مطاع
از دید گاه فخر رازی در تفسیری که بر این آیه دارد اثاث به معنای پوشش و لباس است و مطاع به معنای زیر انداز و فرش ویا گستردنی.
در زمینه ریسندگی نیز در قرآن و در سوره نحل آیه نود کلمه غزل به معنای ریسندگی یکبار بکار رفته است.
در این آیه خداوند به زنی اشارت می کند که به همراه ندیمه های خود نخ ریسیده و بعد از ظهر آنرا وا می تابانده است. نکات قابل توجه در این آیه را می توان بصورت زیر برشمرد:
1- روشی که برای تولید نخ در قرآن ذکر شده است تابیدن الیاف به هم است.
2- بر اساس این آیه به وضوح در می یابیم که ریسندگی عملیاتی است که زحمت زیادی داشته و با کاری طولانی میزان کمی نخ تولید می گردیده است.
3- این کار مختص زنان بوده است و از پشم و مو و کرک بعنوان موادی که می توان از آنها نخ تهیه کرد اشاره می تماید.
1-3 ابریشم در قرآن:
ابریشم در قرآن با سه واژه سندس و استبرق و حریر به کار رفته است.
سندس سه بار تکرار شده و هر سه بار هم با استبرق همراه است. سندس کلمه ای یونانی بوده و به بافته ای با ابریشم ظریف اشاره می نماید.
استبرق هم علاوه بر سه بار تکرار به همراه واژه سندس ،یکبار به تنهایی در آیه پنجاه و چهار سوره الرحمن ذکر شده است که در همان آیه واژه فرش نیز به معنای نشمینگاه بهشتیان مطرح گردیده بود.
حریر نیز به معنای ابریشم پخته شده یا پارچه ابریشمی پر نقش و نگار و نازک مطرح شده است.
کلمه حریر سه بار به کار رفته است .دوبار خداوند لباس بهشتیان را به حریر تشبیه کرده و یکبار هم حریر را مطاع و کالایی دانسته که پیشکش و هدیه به نیکوکاران بوده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
2-1 فرش در لغت نامه دهخدا:
فرش یک کلمه عربی به معنی هر آنچه گستردنی باشد. عربی بودن این واژه این احتمال را بوجود می آورد که اولا اعراب نمیدانستند تفاوت بین انواع کفپوش ها چیست و همه را فرش نامیدند. ثانیا به نظر میرسد تا قبل از ورود اعراب به ایران از واژگان دیگربرای انواع مختلف فرش استفاده می شده است.
دهخدا واژه فرش را در لغتنامه مترادف با 5 واژه دیگر می داند:
1-بساط افکنده:
این واژه را می توان به کسر یا ضمه اول تلفظ کرد. بساط به معنای سفره ، فرش و اسباب خانه است.
دهخدا معتقد است که واژه فرش به تنهایی نمی تواند توصیف کننده فرش و کفپوش باشد. با این حال در تاریخ طبری از این واژه برای توصیف فرش بهارستان استفاده شده است. در تاریخ طبری در مورد حمله اعراب به کاخ تیسفون و غنیمت گرفتن فرش بهارستان نوشته شده است: ".....و بساطی یافتند از دیبا ، 60 ارش اندر 60 ارش" (دیبا به معنای ابریشم است)
2- گستردنی:
فردوسی 35 بار در شاهنامه از این کلمه استفاده کرده است. دهخدا گستردنی را به معنی آنچه که لایق پهن کردن و گستردن روی زمین باشد معرفی می کند.
3- زیر انداز:
هر پارچه ای که در زیر پا ی گسترند، نهالی یا توشک و فرش از واژگان مترادف با فرش است. دهخدا در این توصیف هر پارچه ای که در زیر پا قرار گیرد را به داشتن هرگونه بافتی مترادف با زیرانداز معنی می کند. مانند گلیم،پلاس، رو انداز فرش و ...
4- مفرش خانه
دهخدا هر مفرشی که بتواند خانه را بپوشاند بعنوان فرش محسوب می کند. مفرش خانه از دیدگاه دهخدا هرگونه چیزی که گسترانیده شود و یا شادگونه است یا شادگونه توضیح داده شده است دهخدا کلمه مفرد مفرش را هم معنی با بستر یا گستردنی می داند.
2-2 تعریف فرش در لغت نامه معین:
معین در لغت نامه خود برای کلمه فرش سه معنی بکار برده :
1)بساط 2)قالی 3)گستردنی،که بساط رامترادف شادروان دانسته است.
2-3تفاوت فرش وقالی:
به هر آنچه که کف را بپوشاند،مثل سنگ فرش یا کف پوش سرامیک یا موکت و...فرش می گویند.اما قالی دست بافته ای ست که دارای تار و پود و پرز می باشد. به نظر می رسد که از کلمه قالی در سده اول و دوم اسلامی شروع به استفاده شده است.کلمه قالی در بسیاری ازاشعار شاعرانی سده چهارم همچون رودکی به کار رفته است
نپرد بلبل اندر باغ بر بسد ومینا نپوید آهو اندر دشت بر جز بر غالی و پرنون(رودکی)
از اولین کاربرد های کلمه قالی در همین دوران می توان به کتاب فتوح البلدان نوشته ابوعون بلاذری اشاره کرد.
2-4 قالی در زبان پهلوی :
در زبان پهلوی 3 واژه برای گستردنی به کار می رود:
1)ویسترک: از ریشه Vistartan می باشد و به معنی جامه ،بستر یا انواع گستردنی می باشد.
2)(Namat) نمت، به نظر می رسد همان نمد معروف است.
3)بوب یا بوپ( bop or bub):
در مورد کلمه بوب آمده است : فرش و یساط خانه. دهخدا ریشه این کلمه را انبوب دانسته است. رودکی دارد که:
شاه دیگر روز بزم آراست خوب تخت ها بنهاد و برگسترد بوب(رودکی)
در ارمنی هنوز هم از این واژه استفاده می کنند، در پهلوی باستان نیز این واژه یصورت بوپ تلفظ می شده است.این کلمه بعد ها به میان رومیان باستان رفت و تبدیل به کوب شد که به معنی حصیر می باشد.
2-5 روایت قالی قلعه:
پرفسور پوپ واژه قالی را یه شهر قالی قله ارمنستان نسبت می دهد. بر اساس این روایت افسانه ای که در کتاب معجم البلدان نو شته ابوعون بلاذری و سپس در کتاب Armenian Rugs تکرار شده است فرشبافی و قالی بافی متعلق به ارمنستان و قفقاز است.
در این افسانه آمده است که:
قالیقلا(معرب قالی قلعه) شهری در ارمنستان بوده که در حدود ارمینیاقس قرار می گرفته است. پس از انوشیروان و سست شدن همزمان حکومت های ایران و روم،ارمنستان بصورت ملوک الطوایفی حکومت می گردید. تا اینکه آرمناک از اهالی ارمنستان مردم را یکپارچه کرد و به حکومت رسید. پس از مرگ وی همسرش که نامش قالی بود به حکومت رسید و شهری به نام قالی قلعه(به رومی: قالی قاله) را به معنای احسان قالی ساخت و چهره یا مجسمه خود را بر یکی از دروازه های شهر نصب کرد و در آن شهر قالی بافی را آموزش می دهد و از آنجا قالی بافی به مناطق مختلف گسترده شده است.
ترک های آناتولی و عثمانی از این روایت خیلی استفاده می کنند که اولین بار در کتاب معجم البلدان نوشته ی ابوعون بلاذری بیان شده است، دراین کتاب تاریخ فرش را به قالی قلعه ربط می دهند،اما روایت قالی قلعه معتبرنمی باشد.
چهار صد سال بعد یاقوت حموی از شهیر ترین جغرافی دان های عرب نیز آورده است که در قالیقلا فرشهایی می بافند که نامش قالی است.
متاسفانه این تنها سندی است که مستقیما نوعی فرش را به نام قالی معرفی کرده است. در تاریخ سلجوقیه عمتد کاتب اصفهانی این شهر را ارزن الروم دانسته و دهخدا نام دیگر کوه آرارات را مترادف قالقلا دانسته و یا آنرا شهری در سی فرسنگی تفلیس گرجستان معرفی کرده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
3-1 منشا قالی بافی:
قالی بافی ابتدا از بین زنان عشایر به وجود آمده است، که بعد عشایر به روستاها تبدیل شدند و فرش نیز وارد روستاها شد، به مرور زمان روستاها نیز به شهر تبدیل شدند و فرش وارد شهر شد.این یک سیر تکاملی فرش است. با این حال فرش در ازمنه قدیم کاری در کنار کشاورزی بوده و شغل و حرفه دائمی محسوب نمی گشته است. در برخی مناطق نیز فرشبافی از شهر ها به روستا ها رفته است که البته به ندرت و انگشت شمار است.فرش بافی درقدیم بیانگرهنرمند ی و نشان از استعداد زن خانواده بوده است. بافتن فرش خانه آینده زن توسط دختر دم بخت یک مزیت و بزرگی به حساب می آمده است.
 
3-2 استمرار قالی بافی در طول تاریخ:
چرا قالی بافی در ایران با گدشت چندین سال از این هنر ، همچنان استمرار پیدا کرده است؟
- بارزترین دلیل این است که ایران یک کشور چهار فصل بوده است و دارای زمستان های طولانی بوده است و مردم زمان بیکاری زیادی داشتند ، بنابراین قالیبافی مناسبترین کار برای پر کردن وقت آنها بوده است.
- ایران همیشه از نظر داشتن الیاف مثل پشم ، هیچ مشکلی نداشته است و مردم نیز به مشاغل دامداری و کشاورزی می پرداختند . پس ماده اولیه بافت همواره در دسترس بوده است.
- حس زیبایی شناسی و کمال گرایی ایرانی ها در صنایع کاربردی همواره وجود داشته است.
ولیام بی من در کتاب زیبای شناسی رفتاری ایرانیان معتقد است برای درک زیبایی شناسی در تفکرات ایرانی ها باید طرح های پیچیده قالی وقافیه های هم وزن شعر حزن و اندوه در آواز و موسیقی ایرانی را مورد بررسی قرار داد.
3-3 دلایل عدم پژوهش درتاریخ فرش:
ما هم اکنون توجهی به تاریخ فرش نداریم که دراین مورد دودیدگاه داریم:
الف- دکترسبحه - کیخسرو: هرپژوهشی باید یک مصرف کننده ومتقاضی داشته باشد، درپژوهشهایی که می کنیم متقاضی ومصرف کننده ای نداریم . از طرفی دیگر دانشگاه ها به سیستم آموزش تکیه دارند تا پژوهش. باید توجه داشت که لازمه هر آموزشی ، انجام یک پژوهش است .
ب- علی حصوری: ما پژوهش کاذب ایجاد می کنیم، با اجباریا با پول پژوهش ایجاد می کنیم .
هچنین باید توجه داشت که فرهنگ آموزش ما روایی است. در حالی که فرهنگ اروپاییان و حتی خاور دور فرهنگ نوشتاری دارند. ما آموزشهای خود را نسل به نسل و سینه به سینه منتقل می کنیم در حالی که در ملل غربی اطلاعات از نوشتار یک نسل به نسل بعد می رود. دقت شود به تعداد تاریخ نگاران عهد هخامنشی. در آن دوره حتی تاریخ هخامنشی و ایران باستان را یونانیان و رومی ها برای ما نوشته اند و در هر قسمت که صلاح دانسته اند بر علیه ما تاریخ را تحریف کرده اند.
3-4 اولین تاریخ نگاری های فرش دستباف:
همانگونه که گفته شد اروپائیان که اولین تاریخ نگاری درفرش را انجام دادند. درسال 1870 توسط انتشارات لسینگ کتاب فرشهای کهن مشرق زمین نوشته شد ودرسال 1891 دروین (پایتخت اتریش) درنمایشگاه فرش های شرقی کلیه فرش های سده 16تا 19وقبل ازآن را درموردشان بحث وطبقه بندی شد. که قدیمی ترین آنها مربوط می شد به 14میلادیو این شبهه بوجود که فرش بافی متعلق است به ترکان عثمانی، و فرشی قبل از14میلادی نبوده است. حتی این ایده را که فرش بافی دردوره سلجوقی شکل گرفته وقبل از آن نبوده است نیز مطرح گردید.
نویسندگان اولین کتابهای فرش " فردریش زاره " و " هرمان ترنکوالد" بودند.
 
 
 
3-6 واژه فرش وفرضیات منشأ فرشبافی:
فرش یک کلمه عربی است به معنای هرآنچه که گستردنی است.
عربی بودن کلمه نشان دهنده : 1- عربها نمی دانستند فرش چیست وشناختی نداشتند. 2- به نظرمی رسد تا قبل از ورود اعراب به ایران از واژه های دیگربرای زیراندازها استفاده می شد.
 
 
 
 
 
3-10 تاریخچه تکامل هنر بافت قالی
شاید در حدود 3000 سال قبل شبان چادرنشین دریافت که اگر چله ای از نخ را روی یک چارچوب بگستراند و سپس روی آن گره بزند سطحی نرم و صاف را برای زیر پای خود ایجاد می کند که در برابر باد و رطوبت مقاوم و تاشو بوده و قابل حمل در کنار مهاجرتهای همراه با گوسفندان به سوی مراتع سرسبزتر در فصول سال باشد. با این حال عده ای براین اعتقاد هستند که ریشه بافت قالی بسیار پیش تر از 3000 سال قبل است، چه آنکه می گویند اولین فرش دستباف کشف شده بشری توسط پروفسور باستانشناس رودنکور در تپه پازیریک واقع در هشتاد کیلومتری مرز مغولستان در میان کوههای آلتای، رجشماری حدود 42 ترکی (3600 گره در دسیمتر مربع) دارد.و رسیدن به مهارت بافت چنین قالی ظریفی حداقل 1000 سال طول می کشد و نظر به اینکه قدمت پازیریک را در 2500 سال قبل برآورد کرده اند پیشینه بافت قالی می بایست دیرین تر از این موعد باشد. با این حال پازیریک به همراه چندین نمد و بافته دیگر در قبرها ی مستور از یخ چادرنشینان قوم سکائی ها در سال 1949 کشف شد. به نظر می رسد که این فرش در دوره هخامنشیان بافته شده است. نقش مایه های بکار رفته در آن مشابهت فراوانی با نقوش دیواره های تخت جمشید دارد. در زمینه مرکزی آن نیز تصاویر ستاره های چهار پره ای عیناً مشابه اشکال منعکس شده بر روی اشیای مشکوفه در لرستان مربوط به این دوره در درون مجموعه ای از قابها محصور شده اند. اگرچه خود رودنکو معتقد است که این قالی در زمان مادها و یا پارتیان بافته شده است. تا پیش از کشفیات رودنکو اعتقاد کلیه پژوهشگران اروپایی به این بوده است که تمدنهای باستان مصر و آشور می بایست گهواره فرشبافی جهان بوده باشند، کما اینکه در راستای اثبات این ادعا شواهد نسبتاً معتبری نیز با خود داشتند. به طور مثال می آورند که در تورات به هنگامی که در فصل هجرت بنی اسرائیل در بابت آرایش خیمه ها صحبت به میان می آید از واژه قالی استفاده می شود. همچنین با تحقیقاتی که در اوایل قرن بیستم صورت پذیرفت ثابت شد که مصریان اولین قومی بوده اند که توانسته اند پارچه های باستانی را تولید کنند. این مدعا براساس کشفیاتی که در خرابه های شهر ممفیس و در مقبره « تحوطس چهارم» و « نوت غنج آمون» صورت پذیرفته و از پارچه هایی نفیس به رنگهای سبز و ارغوانی است. باستانشناسان اعتقاد داشته اند که مصریان با توجه به پیشرفت در صنعت بافت می بایست اولین بافندگان فرش های دستباف باشند.از سوی دیگر شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشان دهنده آن است که قالی در زمان آشوریان از لوازم دربارهای سلطنتی بوده است. ضمن اینکه ستون یادبودی از شلمانصر دوم و بابل وجود دارد، که در آن تصویری از دو تخته قالی با ریشه های بلند حکاکی شده است. به هر حال فرضیات این محقق که از قدمت بیشتر و اصالت کمتری برخوردار است، عموماً بر مبنای گفتاری استوار است و اصولاً اشاره بر نمونه هایی غیر از فرش همچون پارچه یا سنگ و سفال دارد. لیکن آنچه که کلیه محققین و باستانشناسان در آن متفق القول هستند پیشرفت و توسعه صنعت فرش بافی به دست ایرانیان در عهد باستان است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
1- قالی بافی در عهد هخامنشی
در عهد درخشان هخامنشی، ذوق سرشار و سلیقه متین هنروران ایرانی برای بافت و طراحی قالیها و ظرافت و زیبایی و رنگ آمیزی آنها شهره آفاق گردی و به اطراف و اکناف دنیای آن روزه به ویژه مصر که در آن زمان خود بخش از ایران را تشکیل می داد و نیز به یونان صادر می شد. تاریخ نویسان یونانی نوشته اند که بطلمیوس مجلس جشنی در اسکندریه برپا ساخته بود که تالارهای آن با فرشهای خوش نقش زیبای ایرانی زینت داده شده بود. همچنین نوشته اند که اسکندر مقدونی هنگامی که به پاسارگاد رفت، تابوت زرین آرامگاه کوروش بزرگ را با پوششی از یک فرش ظریف و نفیس یافت. گزنفون نوشته است که در شهر سارد یک کارگاه قالیبافی سلطنتی وجود داشت که فرشهای مخصوص و محصر برای دربار کوروش بزرگ می بافتند. کنت کورث تاریخ نویس عهد باستان، در باره فرشهایی که در آتش سوزی تخت جمشید طعمه آتنش گردیده می نویسد: « ایرانیان خزاین تمام کشور را در این شهر ( تخت جمشید) گرد آورده بودند. از آن جمله قالی های گرانبهایی که فقط برای تجمل وشکوه و بساط عمارات سلطنتی در آنجا گسترده بودن ،خارج ازحساب بود». درروایتی دیگر بلوتارک (سردار بزرگ یونانی ) در زمانی که ثمیسیتوکلیس به دربار ایران پناهنده شد، شاهنشاه هخامنشی آن زمان یعنی اردشیر اول از او خواست که در باره یونان و اندیشه هایش زبان به سخن بگشاید . وی برای این کار زمان خواست و پس از چندین روز چنین گفت« سخن در این موضوع همچون فرشهای زیبای ایرانی را می ماند که چون باز کنی و بگسترانی، پیکره های زیبای آن همگی نمایان است و چون تاکنی یا بپیچانی همه پیکره ها ناپیدا گردیه ، پدیدار نمی باشدباز در جای دیگر بلوتارک در باب دیدار سرداران ایرانی و اسپارتی سخن از قالی های گرانبهای ایرانی به میان آورده و می نویسد: « هنگامی که آژیزیلاس و یارانش به جایی که قرار گذاشته شده بود آمدند، هنوز خشترپاون ایرانی به آنجا نرسیده بودند. سردار اسپارتی تا رسیدن او لختی در زیر سایه درختی بر روی چمن ها نشست. هنگامی که فارناباز به آنجا رسید، زیر دستانش برای او پوستهای نرم که پشم های بلند داشت و قالی های گرانبها که با رنگهای متنوع بافته شده بود، پهن کردند که بر روی آن بیارامد، لیکن چون دید سردار یونانی بر روی زمین نشسته است از روی فروتنی و ادب، از نشستن بر روی فرشها خود داری کرد. او نیز هرچند که جامه های گرانبها برتن داشت ، در نزد آژیزیلاس بر روی زمین نشست. با این حال با وجود روایات و شواهد بسیار چیزی از فرشهای کاخ های هخامنشی به دست نیامد، زیرا هرچه بود یغماگران مقدونی برده بودند. یغماگرانی که از سنگ جامد نمی گذشتند، به طور قطع نمی توانسته اند از بردن و تاراج فرشهای خیره کننده چشم بپوشند و اگر هم ناغافل فرشی را نیز باقی گذاشته اند، به دلیل گسترش قالی بر روی زمین و کثرت استعمال به تدریج فرسوده گردیده، از بین می رفت. فقط در بعضی کاخهای تخت جمشید سوخته هایی از فرش که یغماگران فرصت گردآوری آن را نداشته و آنها را در آتش سوزانده بودند، در خلال کاوشها دیده شده است.
 
 
قالی های پازیریک
در سال 1949 و ازحسن اتفاق چند قطعه فرشی و نمونه های دیگر از بافندگی عهد هخامنشی در خلال کاوشهای باستان شناسان شوروی در تپه پازیریک واقع درکوه آلتایی بدست آمد که اکنون زینت بخش موزه آرمیتاژ سن پطرزبورگ است. اشیای جالب تپه پازیریک در پنج گور بزرگ که بزرگ ترین آنها هفده متر مربع وسعت داشت به دست آمد. دراین گوها چهار جسد مومیایی شده و 123 اسکلت دیگر انسان، 34 اسکلت اسب و مقداری پوشاک و سایر وسایل مذهبی و زین و ابزار اسب چند قطعه قالی، نمدها و گبه روی اسب و پارچه موجود بود. در اثر نفوذ آب به درون گورها در همان سالهای نخست و به دنبال دفن و یخ بستن آنان، این اشیاء حدود 2400 سال در زیر یخها مدفون شده و در نتیجه از ضایع شدن و پوسیدن در امان ماندند. باستان شناسان روسی برای دسترسی به این اشیا به وسیله آب گرم، یخ ها را آب کردند. این قبرها بوسیله اتصال چوبهای قطوری که با سرو ته یکسان محصور شده اند و در حدود 4 متر درازا و 5/2 متر پهنا و حدود 2 متر بلندی دارند که عیناً به موزه آرمیتاژ منتقل شده است. در این مقبره سه قطعه فرش بدست آمد که یکی از آنها با زمینه 24 مربع و در وسط مربع ها گلهایی طراحی گردیده است. در اطراف زمینه قالی یک حاشیه از مربع های کوچک و سپس یک ردیف گوزن و پس از آن ردیفی از سوارکاران ایرانی که یک در میان پیاده هستند، دیده می شود. این حاشیه را حاشیه باریک منقش به مربع های کوچک که به لبه های قالی ختم می شود احاطه کرده است. این قالی امروزه به پازیریک موسوم شده است . این قالی نسبت به دو قالی دیگر نفیس تر و ظریف تر می باشد.
قالی دوم از چهار مربع تشکیل شده که در هر مربع تصویر دو ملکه چادر بر سر روبروی هم با آتشدانی در وسط و دو نفر از بانوان حرمسرا حوله به دست در پشت سر آنها دیده می شود. نکته پراهمیت و فابل توجه طرز تاج و کلاه ملکه هاست که به شکل کنگره و نظیر تاج پیکره لاجوردی است که در تخت جمشید به دست آمده و از آن خشایارشاه دانسته شده است. در این قالی ها لباس بانوان زرد و قهوه ای و موهای ایشان به رنگ آبی است. رنگ آتشدانها نیز آبی یا قهوه ای است. قالی سوم دارای تصویر دو شیر دونده همانند شیرهای موجود بر روی حاشیه حجاری ها تخت جمشید و شیرهای حجاری شده در حاشیه لباس شاهان هخامنشی ، نقش گردیده است که حاشیه های مثلث شکلی در بالا و پایین آن را مزین می سازد. س. آ. رودنکو دانشمند شهیر روسی و کاشف قالی های پازیریک در دومین تألیف خود با نام « تمدن مردم ناحیه کوهستانی آلتایی در عهد سکاها» در باره قالی معروف پازیریک می آورد این قالی 5 رنگ داشته که عبارتند از : قرمز سیر، آبی ، سبز، زرد کم رنگ و نارنجی و در هر دسیمتر مربع 3600 گره از نوع متقارن دارد. کل قالی دارای 1250000 گره دارد که یک کارگر خوب در آن زمان روزی دو تا سه هزار گره می زده است و به این شکل بافتن تمام آن یکسال و نیم وقت برده است. هنگامی که قالی نیز از دار پایین آمده تارهای آن را می چیدند. بطوری که طول هر ریشه، 1 تا 5/1 سانتی باقی می مانده است . بلندی پشم چیده شده نیز دو میلیمتربوده است.
 
 
 
 
 
2- قالی بافی در عهد اشکانی
از بافت و هنر قالی بافی در عهد اشکانی، اطلاعات چندانی در دست نیست. لیک آنچه که مشخص است اقلام صادراتی ایران به روم است که در میان آنها قالی و قالیچه های ابریشمی نیز ذکر شده است. قالی های ابریشمی ایران مورد استفاده خواص و محترمین روم بوده است. در آن زمان ایرانیان با ابریشم از طریق چینی ها آشنا گشتند. پلین، تاریخ نویس رومی می نویسد « قالیچه های ایرانی با رنگهای مختلف در عهد اشکانی به بهای گزاف فروخته می شد و زینت بخش کاخهای رومی ها بوده است.» از روایات تاریخ نویسان عهد اشکانی چنین برمی آید که در دوره اشکانی ایران واسطه تجارت بین شرق و غرب بوده است. به هر حال مشخص است که در عهد اشکانی چینی ها و قبایل آسیای میانه از روش بافتن پارچه های ابریشمی و استفاده از ابریشم اطلاع داشتند. دراین دوران ایرانیان نیز با ابریشم آشنا گشتند و چون منسوجات ابریشمی خریداران فراوانی در نواحی آسیای غربی و روم داشته، ایرانیان با خلاقیت بالای خود ابریشم را در بافت فرش به کار بردند و از این رو با دستیابی به این فناوری نوین سعی کردند تا تمام ابریشم چین و نواحی آسیای میانه را خریداری نموده و آنها را در انواع منسوجات و فرش دستباف خود به کار برده و به غرب صادر می کردند. این رویه در قرن چهارم میلادی و درزمان ساسانی به بالاترین حد خود رسید، به طوری که ایرانیان حتی مصنوعات چینی ها را خریده و به کشور ها و تمدنهای غربی صادر می کردند و از این رو در عهد اشکانیان جاده ای تجاری بین چین ، ایران و تمدنهای غربی احداث گردید که به جاده ابریشم معروف شد.از دیگر قالی های ایرانی برجای مانده از این دوران تکه قالی های مقبره لو – لان است که به نظر می رسد به عنوان تحفه به چین رفته است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
2- قالی بافی در عهد ساسانی
مورخان رومی و اسلامی روایات بسیاری در باب فرشهای پربهای موجود در بارگاه و کاخها و آستانهای شهریاران ساسانی نقل نموده اند. ابن خلدون در برخی نوشته های خود آورده است در زمان ساسانی مرسوم گشته بود تا برروی فرشها علامت شاهنشاهی را می بافتند تا از این طریق نتوان آنها را به غیر از دربار در مکانی دیگر مورد استفاده قرار داد. همچنین سالنامه چینی سویی SUIY که از سالهای 590 تا 617 یعنی اندکی پیش از انقراض سلسله ساسانی از دوره فرآورده هایی ایرانی و کالاهای بازرگانی که در دوره ساسانی به غرب صادر می شد نام برده است. در سنگ نگار ه طاق بستان کرمانشاهان نیز که متعلق به عهد ساسانی است، نمونه ای از قالی های آن روزگار تصویر شده است. در این تصویر زورقی که زنان چنگ نواز برآن نشسته اند پیداست، و ریشه های بلند دارد که سر آنها را گره زده اند و گمان می رود که همچون قالی های امروزی گره دار بوده است. باتمام این روایات در باره فرشهای زمان ساسانی، از فرش بارگاه خسرو یا قالی بزرگ بهارستان بیش از همه صحبت شده است. این فرش تاریخی از ابریشم و گلابتون و تارهای سیم و زر بافته شده بود. نقشه متن قالی، باغی را با گلهای قشنگ و درخشان بهاری ، میوه و مرغان زیبا نشان می داد. در فصل زمستان که رفتن به باغ ممکن نبود ، جشنهای شاهی را روی این فرش ترتیب می دادند و به همین جهت اعراب آن را بساط الشتاء و ایرانیان آنرا بهار خسرو می نامیدند. در زمینه فرش رنگ خاک با رنگ طلا زینت یافته و آبهای حوض با خطوط و نقشهای معین و مخصوصی ، مشخص شده بود. قسمت میانی فرش را با جواهراتی به سفیدی بلور پر کرده بودند که این جواهرات رنگ آب را نشان می داد. سنگ ریزه های ته جویهای آب را با مروارید، تنه و ساقه درختها از طلا و نقره، برگها و گلها از ابریشم و میوه ها از سنگهای رنگارنگ گرانبها بوده است. طبری در توصیف فرش نفیس بهارستان می نویسد: متن فرش را از نسج زرین و رنگ سبز درخشان از زمرد و رنگ آب را با نگین های نفیس و رنگ سنگریزه ها را با مروارید و شاخه های درختان را با زر و سیم نمودار ساخته بودند. در سال 16 هجری ( 637 میلادی) زمانی که مداین و قصر سفید به دست اعراب متصرف و ویران گشت فرش نفیس شصت مترمربعی بهارستان نیز که به یزدگرد سوم رسیده بود از بین رفته و به چندین تکه تقسیم گشت.
 
 
 
 
3- قالیبافی در دوران خلفای سه گانه
پس از سقوط ساسانیان در عهد خلیفه دوم قالی بافی تا حدودی دچار رکود می گردد. دلیل این امر را می بایست در دو عامل مهم دانست. اول آنکه اعراب دارای زندگی بدوی بودند و حتی با ظهور اسلام نیز در این نوع زندگی خود تغییری ایجاد نکردند. آنان برعکس سفال و سفالکاری که جهت آشامیدن، خوردن و نگهداری لوازم غذایی خود به آن محتاج بودند، احتیاجی به زیرانداز و یا فرش نداشتند چه آنکه آنها می بایست همواره در بیابان زیسته و کمتر اسکان می یافتند. از طرفی دیگر در دین مبین اسلام ساده زیستن از توصیه های پیغمبر اکرم (ص) بوده است و دراین امر به خصوص خلیفه دوم تعصب می ورزیده داست. لذا این خود بزرگترین دلیل بود تااعراب نسبت به فرش متمایل نباشند. از سویی دیگر دین مبین اسلام به تصویر کشیدن حیوانات و انسان را مکروه دانسته و آنرا نشانه شرک و بت پرستی می داند لذا بسیاری از بافندگان دست از کار کشیده و به اموری دیگر پرداختند. دلیل دوم ، وضعیت نابسامان اقتصادی برجای مانده از اواخر دوران ساسانیان بود، که بسیاری از مردم ایران را به سوی حرف دیگر رهنمود ساخت. به هرحال از اواخر دوران خلیفه سوم و از عهد اموی که در بین خلفا تجمل و تجمل گرایی رواج داشت، قالی باقی مجدداً توسعه یافت.
4- قالیبافی در دوران امویه
با روی کار آمدن امویان مجدداً فرشبافی رونق یافت. در واقع شیوه های تولیدی زمان ساسانیان آرام آرام و بدون اینکه تغییر نماید مجدداً راه اندازی گردید. چرا که اعراب از زیراندازها تنها باگلیم بافها آشنا بودند و اصولاً آگاهی نسبت به علم و سبک و شیوه قالیبافی نداشتند که بتوانند در آن تغییری ایجاد کنند. از سوی دیگر اعراب به این تعالی فرهنگی ایرانیان و خلاقیت آنان اگرچه در ظاهر بیان نمی داشتند، لیکن یقین داشتند ، لذا به هیچ وجه در این دوران نمی خواستند تا تمدن ایران را حذف کرده و تمدنی دیگر جایگزین آن نمایند. از این رو با بیم و هرای آن را محفوظ داشتند و همان سلطنت طلبی ساسانیان را به سبک عربی برای خود بازسازی نمودند. مورخان و جغرافی دانان عرب آن دوره از طرحهای زیبا و بی نظیر قالیهای ابریشمین بسیار سخن رانده اند. از آن جمله می توان به روایتی اشاره کرد. به دستور هشام ابن عبدالملک (120 هـ.ق) قالی ای به درازای 90 متر در 32 متر از جنس ابریشم و با استفاده از نخهای ریزبافته شده تا در دربار خلافت پهن گردد. از دیگر این روایات از به توصیف هوان تسانگ، سیاح معروف چینی، که در دوران خلافت امویه به ایران آمد و در خاطرات خود قالیبافی ایران را صنعتی بی نظیر خواند، می توان نام برد.
5- قالیبافی در دوران عباسیان
خلفای تجمل پرست عباسی در تزیین کاخهای افسانه ای خود از هیچ زیبنده ای فروگذار نبوده اند. از این رو قالی دستباف ایرانی مطمئناً یکی از تزیین کننده های سنگ فرش این کاخها بوده است. در دوره عباسیان روایات و اسناد بسیار فراوانی وجود دارد که حاکی از شرح نجف و هدایا ی حکام محلی برای خلفای حاشیه نشین دجله بوده است و در میان آنها انواع قالی های نفیس به چشم می خورد . از جمله این مستندات می توان به گزارشهای باج و خراج عباسیون اشاره داشت. درعهد ماموم عباسی از جمله تادیه های مالیاتی ایلات مختلف ایران فرستادن ششصد تخته قالیچه طبرستانی بوده است. ضمن آنکه در روایات آمده است که علی بن عیسی بن ماهان نماینده هارون الرشید در خراسان از آن ایالات بارها قالیچه های زیبا برای او پیشکش کرده است. ابن خلدون می آورد که در قرن هفتم آذربایجان مرکز بافت قالی ایران بوده است و آنان هر سال می بایست به عنوان ششصد تخته قالی را برای دربار خلفای عباسی می فرستادند. او همچنین یادآور می گردد که در گیلان قالیهایی با طرح سجاده ای بافته می شده است. مولف « حدود العالم» که به سال 372 هجری قمری نگاشته شده است به نام بردن از برخی شهرهای ایران که در ان روزگار قالیبافی درآن ها رواج داشته است می پردازد. او می آورد که،« بخارا . . .از او بساط و فرش و مصلی نماز خیزد نیکو و پشمین» و یا « فارس . . . و بساط ها و فرشها و زیلوها و گلیم های با قیمت خیز و . . . » و یا « خوی ، برکری، ارجیح، اخلاط، نخجوان، بدلیس. از این شهرها قالی و. . . بسیار خیزد».
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
6- قالیبافی در دوره حکومت های متقارن
در بین حکومتهای متقارن که از اواخر قرن سوم تا زمان حمله چنگیزخان مغول در ایران حکومت داشتند تنها چند سلسله نسبت به هنر، فرهنگ و ادب توجه خاصی داشتند که از میان آنها می توان به سامانیان ، آل بویه و سلجوقیان اشاره داشت. در این بین سلجوقیان که از نژاد ترکان سلجوقی بوده، در طی قرن پنجم وارد ایران شده و آذربایجان و نواحی عمده ای از مرکز و غرب ایران را به تصرف خود درآوردند. با این تهاجم زبان و فرهنگ آنان نیز به این سرزمین آورده شد و با هنر و فرهنگ ایران ممزوج گردید و در نتیجه طرحهای قالی ایران در این برخورد فرهنگی متأثر از طرحهای سلجوقی گردید. لیکن با این وجود امروزه از فرشهای ایرانی مربوط به این دور اثری وجود ندارد.س. ادواردز محقق برجسته فرش ایران معتقد است که شاهان سلجوقی سازنده و حامی هنرهایی همچون نقاشی و خوشنویسی بوده اند لیکن هرگز از فرش درک مناسبی نداشتنه و نتوانستند سبب رونق و شکوفایی آن گردند.
از سویی دیگر علی حصوری اندیشمند ایرانی برخلاف ادواردز و برخی دیگر از محققین اعتقادی به وجود طرح در تمام ایران از جمله آذربایجان، قفقاز ( ناحیه اران) و آسیای صغیر می داند. در مورد فرشهای عهد سلجوقی همانگونه که گفته شد امروزه اثری وجود ندارد لیکن احتمال تشابه آنها با نمونه فرشهای ایرانی موجود در مسجد علاالدین قونیه که در آن عهد پایتخت سلجوقیان بود فراوان است. با این حال می توان با احتیاط بسیار نقشه این فرشها را شکسته و بدون اغنا دانست که ظرافت آنها نیز زیاد نبوده است. از دیگر روایات در مورد سایر حکومتهای متقارن می توان به نوشته های مقدسی تازی نژاد در سده پنجم هجری قمری اشاره کرد که از قالیهای قاینات تمجید بسیاری کرده است و یا در همان دوران گردیزی در تاریخ زین الاخبار در برشمردن ارمغانهای سلطان محمود غزنوی به یوسف قورخان از فرشهای گرانمایه ارمنی و قالیهای اویسی سخن گفته است. و یایکبار درتاریخ بیهقی، نویسنده در شرح مجلسی از سلطان محمود غزنوی در اوایل قرن پنجم می نویسدکه« این صفه را به قالی ها و یدباعای رومی بیاراسته بودند» که اینها همه نشان از تمایل غزنویان به قالی و فرشها ایرانی می باسد. در باب آل بویه نیز گفته اند که این حکومت در پیشرفت توسعه صنعت قالی بافی سهم فراوانی را بازی کرده است. از سویی دیگر بافروخی در ترجمه محاسن اصفهان در سده پنجم از بازارها و کالاهای مغازه های اصفهان سخن بر زبان می راند و در میان آنها از زیلو و قالی نام می برد. دراشعار منوچهری، انوری، عنصری و خالقی نیز به قطعات و قصاید فراوانی برمی خوریم که در آنها از قالی و رنگهای به کار رفته در آنها سخن به میان آمده باشد. از جمله این اشعار ابیات خاقانی است که از قالی های مرندی درآن عصر اظهار گلایه کرده و آنها را دارای بافتی لطیف، نرم و مناسب ندانسته است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
7- قالیبافی در دوره حکومت ایلخانان
در قرن هفتم و در سال 630 هجری قمری، چنگیزخان مغولی به ایران حمله برد. او از مرزهای شرقی ایران که در آن دوران در طیوی حکومت سلطان محمد خوارزمشاه وارد ایران گشت و پس از براندازی بسیاری از حکمرانان متقارن بر ایران تسلط می یابد. با این تهاجم سپاهیان مغول ، قالیبافی نیز به مانند سایر فعالیتهای هنر تا مدتی متوقف می شود. لیکن با آرامش اوضاع که دوران کوتاهی بیش نمی باشد مجدداً قالیبافی در دوران نوادگان چنگیز و ایلخانان او رونق و رواج می یابد. آنگونه که روایت شده است پادشاهان ایلخانی حکامی فرهنگ پرور بوده اند. آمده است که قالی های بافته شده در این دوره از طریق بنادر خلیج فارس به هندوستان و یا توسط بازرگانان ونیزی و ژنوایی به اروپا حمل می گردیده است. در این بین شهر موصل در عراق امروزی به دلیل قرار گرفتن در سر راه تبریز و بغداد ( دو مقر حکومتی ییلاقی و قشلاقی ایلخان) مکان مناسب برای تجارت و خرید و فروش قالیهای ایرانی بوده است. آمده است که در این شهر نیز نوعی گلیم بنام عتابیه از انواع پشمهای کردی و لری تهیه می گردیده و به فروش می رسیده است. یاقوت نیز در همان دوران قرن هفتم اطمینان می دهد که در آذربایجان قالیبافی رواج داشته است. با این حال زمانی که غازان خان یکی از ایلخانان مغول کاخ باشکوهی را در تبریز بنا نهاده دستور داد تا کف تالارهای آنرا با فرشهای بزرگ پارچه فارس بپوشانند. سیسیل ادواردز در این زمینه معتقد است که در آن زمان برخلاف نظر یاقوت قالیبافی در آذربایجان چندان رواج نداشته و مسلماً فرشهای بزرگ پارچه درآنجا بافته نمی شده است که حکمران مغولی سعی کرده است تا از فارس برای کاخ خود فرش طلب نماید. در این زمینه ویلهلم میستر واریک اشنتبر نر پارا فراتر نهاده و نظر یاقوت را کاملاً رد کرده و مدعی هستند که در آن دوره قالیبافی در آذربایجان رواج نداشته است. ابن بطوطه، سیاح مراکشی نیز صد سال پس از یاقوت درشرح مجلس اتابک افراسیاب از خانهای بختیاری درایذه ذکرمی نماید که جهت پذیرایی دربرابر او قالی سبز رنگی را می گسترانند.
 
 
 
 
 
8- قالیبافی در عهد تیموریان
در اواخر قرن هفتم هلاکوخان مغول که در عین بی رحمی و خونریزی های فراوان حامی عالمانی همچون خواجه نصرالدین طوسی بود درگذشت . قیام سربداران نیز در سال 730 و در قرن هشتم به وقوع پیوست. در اواسط همین قرن بود که تیمور از نوادگان گوركان بر ايلخانان پراكنده و اتابكان ايران چيره شد و آرام آرام بر تمامي سرزمين ايران تسلط يافت.
تيمور لنگ اگرچه در روايات بسيار ذكر شده است كه اهل علم و ادب بوده است ليكن تمامي وقت خود را صرف جنگ و مبارزه كرد و كمتر فرصت يافت تا به هنر و قال بافي توجه داشته باشد با اينحال شايد يكي از بزرگترين خدمات او به ابناء بشر تربيت فرزنداني هنر دوست و هنر پرور بود كه تا ساليان سال فرهنگ شرق ازآنها در تاريخ به نيكي ياد خواهد كرد. پس از تيمور فرزند او شاهرخ به سلطنت رسيد. شاهرخ به قاليبافي توجه بسيار نشان داد و دستور داد تا قاليهاي فاخر و گرانبهايي تهيه نمايند. طرح اكثر اين قاليها شكسته بوده و چنين بر مي آيد كه بافندگان آنان هنوز به استادي نرسيده بودند. با اينحال تصاوير اين قاليها اكثراً در مينياتورهاي باقي مانده از آن عهد نقاشي شده است كه از مهمترين مستندات جهت اثبات قاليبافي در آن دوره مي باشد . از اين قالي ها بعدها در كاخ اوزون حسن يكي از نوادگان سلسله آق قره قويونلو استفاده شده است. اين قالي ها بسيار ضخيم و سنگين بوده است .
شاهرخ و همسر گرانقدرش(گوهرشاد خاتون) به تربيت فرزندان هنر پرور و ادب دوستي همت گماردند، چرا كه بنا بر فرهنگ مغولي تربيت و پرورش شاهزاده بر هر امري اولي تر است. از ايشان دو فرزند با نامهاي باي سنقر والغ بيك به يادگار ماند. الغ بيك خط بسيار نيكويي داشت و قرآن را خطاطي كرد. ضمن اينكه رصد خانه مراغه را نيز همت گمارد. بايسنقر نيز در اعتلاي معماري، نقاشي ، خطاطي و قالي بافي بسيار كوشيد. او استاد خط ثلث بود و كتيبه مسجد گوهر شاد را با كمال استادي شخصاً خطاطي كرد. اين شاه خلاق و با ايمان به تشويق هنرمندان دوره خود علاقه و اشتياق خاصي نشان داد. آورده اند كه ثروت افسانه اي تيمور گوركاني توسط فرزندان نوادگانش در راه اعتلاي هنرهاي زيباي ايراني مصروف شد. در دوره تيموريان شهرهاي سمرقند، بخارا، شيراز و هرات از مراكز مهم قالي بافي ايران شدند. در اين دوره نفوذ فرهنگ چيني در قالي بافي ايران سبب شد تا طرحهاي هندسي به صورت طرحهايي با خطوط دوار و منحني گرايش يافته و نقشمايه هايي مانند پيچك و گلها، نخلهاي باد بزني ، توده هاي ابر، انواع حيوانات و پرندگان افسانه اي مانند اژدها، سيمرغ، آهو و .......در طرحهاي نقش قالي ايران به وجود آمد. اين تغييرات در نقشه اثر شگرفي نيز بر تكنيكهاي بافت گذاشت. دو پود بافي كه لزوم بافت نقشه هاي گردان است جايگزين تك پود بافي شد. ضخامت دو پود ها نيز تغيير كرده و به صورت يك پود ضخيم و يك پود نازك درآمد. با اين حال اطلاعات در اين زمينه بسيار اندك است چرا كه هيچگونه قطعه بافتي از قرن نهم باقي نمانده است تا بتوان به بررسي ساختار آن پرداخت. معدود قالي باقي مانده نيز متعلق به اواخر دوره تيموريان است كه نقشه هاي گردان پيشرفت كرده و الزاماً فنون بافت نيز بايستي تغييرات خود را پيدا كرده باشد. پس از دو فرزند شاهرخ ميرزا، سلطان حسین بايقرا به حكومت رسيد. او نيز به مانند ساير اجداد خود سرمايه تيمور را صرف اعتلاي هنرهاي ايراني ساخت. در زمان بايقرا بزرگاني همچون بهزاد نقاش پا به عرصه هنر نهادند. مينياتورهاي بهزاد نقاش در بوستان سعدي و ظفرنامه نيز از دگرگوني هاي طرحهاي قالي ايران حكايت دارد. در اين دوران نسخه خطي ديوان خواجوي كرماني ، كه درموزه بريتانيا است، با نقش هالي آنقدر دقيق تنظيم شده است كه در حقيقت وجودي آنها ترديدي نيست.
 
 
 
9- قاليبافي در دوران هجوم ازبكها و سلسله هاي قره قويونلو و آق قويونلو
سلطان حسين بايقرا در هجوم ازبكهاي خونخوار كشته شد و مجدداً مملكت ايران در بسياري از مناطق دستخوش هرج و مرج و بي ثباتي گرديد كه اين مساله بر روي كيفيت و كميت توليد فرش دستباف بي اثر نبود. در اين ميان دو طايفه قره قويونلو(صاحبان گوسفندان سياه) و آق قويونلو(صاحبان گوسفندان سفيد) بر عليه ازبكها شوريدند و قره قويونلو ها توانستند شكستي سنگين بر لشكريان ازبك وارد آورند ليكن پس از مدتي خود نيز توسط آق قويونلوها و به واسطه حيله و نيرنگ شكست خورده و تار و مار گرديدند. قره قويونلوها و آق قويونلو ها غرب ايران را تصرف كرده و مركزيت پايتخت خود را نيز تبريز قرار دادند. در دوره اول يعني قره قويونلوها اوضاع بيشتر به جنگ گذشت و آنان كمتر فرصت يافتند به فرهنگ و ادب بپردازند. ليكن در دوره دوم يعني آق قويونلوها وضعيت به گونه ديگري شد. در اين دوره در تبريز فرشهاي بسيار زيبايي بافته شد. به گونه اي كه بسياري از محققين بر اين عقيده اند كه فرشهاي بسيار زيباي اوايل دوره صفويه احتمالاً در زمان آق قويونلوها در تبريز بافته شده است.از اين خاندان حكايت كرده اند كه در زمان اوزون حسن كه گفته مي شود مردي روشنفكر از سلسله آق قويونلوها بوده و پس از د

👇 تصادفی👇

10 تا افزایش بازدید و افراد انلاین به صورت واقعی و نجومی برای اولین بار در یک پکیج یکجاگفتار درمانیدانلود مقاله و پروژه تغيير و تحولات گوگرد در خاكدانلود پايان نامه شيمي دريا ، استخراج و شناسايي تركيبات طبيعي موجود در كبد و بافت عضله ماهي كفشك زبان گاويدانود كتاب Representations of Reductive Groups: In Honor of the 60th Birthday of David A. Voganدانلود پرسشنامه سبک رهبری (سازمان)نمونه سوالات تخصصی رشته کارشناسی الهیات- علوم قرآن و حدیث - تقسیر موضوعی قرآن 1 کد درس: 1220191آموزش روش های سریع ریاضی برای اندروید ✅فایل های دیگر✅

#️⃣ برچسب های فایل مقاله29-بررسی تاریخچه قالي و قاليبافي 114 ص

مقاله29-بررسی تاریخچه قالي و قاليبافي 114 ص

دانلود مقاله29-بررسی تاریخچه قالي و قاليبافي 114 ص

خرید اینترنتی مقاله29-بررسی تاریخچه قالي و قاليبافي 114 ص

👇🏞 تصاویر 🏞